از سود ۴۰ درصدی تا سود خالص ۵ درصدی؛ پشتپرده هزینهها و ریسکهای لندتکها از زبان مدیران این صنعت
در حالی که این روزها انتقادها به نرخ سود نزدیک به ۴۰ درصدیِ خریدهای اعتباری در پلتفرمهای لندتک بالا گرفته است، فعالان حوزه فینتک از زاویهای دیگر روایت میکنند؛ روایتی که نشان میدهد پشت این اعداد و ارقام، هزینههای سرسامآور زیرساخت، ریسک بالای مطالبات و تضامین سنگین بانکی نهفته است که در نهایت، سود خالص این کسبوکارها را به مراتب پایینتر از اعداد ناخالص میآورد.
به گزارش اختصاصی سایت خبری تحلیلی عصرنما، در روزهای اخیر، بحث بر سر کارمزدها و نرخ سود تسهیلات در پلتفرمهای لندتک (تسهیلاتیار) داغتر از همیشه است. اعداد و ارقام حکایت از مجموع سود و کارمزدی نزدیک به ۴۰ درصد برای خریدهای اعتباری دارند؛ موضوعی که از منظر مصرفکننده فشار سنگینی محسوب میشود.
اما وقتی پای صحبت مدیران این شرکتها مینشینیم، تصویر متفاوتی از پشتصحنه این کسبوکارها روایت میشود؛ روایتی که از هزینههای سرسامآور زیرساختی، ریسک بالای مطالبات و تضامنی که باید به بانک پرداخت شود، حکایت دارد.
۱. از ناخالص تا خالص؛ چرا عدد ۴۰ درصد سودِ جیب لندتک نیست؟
یکی از انتقادات اصلی به لندتکها، تحمیل سودهای نزدیک به ۴۰ درصد به کاربران است. با این حال، بررسی ساختار مالی این شرکتها نشان میدهد که میان «نرخ تمامشده برای مصرفکننده» و «سود خالص پلتفرم» تفاوت از زمین تا آسمان است.
به گفته مدیران این صنعت به عصرنما، وقتی تمام هزینههای پنهان و آشکار یک لندتک محاسبه شود، از آن اعداد بالا تنها سودی در حدود ۴ یا ۵ درصد برای خودِ پلتفرم باقی میماند. اما چه عواملی این فاصله بزرگ را ایجاد میکند؟
۲. هزینههای سنگین زیرساخت و نیروهای متخصص
گرداندن یک پلتفرم فناوری در مقیاس ملی، آن هم در اقتصاد تورمی ایران، هزینههای ثابت و سنگینی دارد که کمتر کسی به آن توجه میکند:
زیرساختهای فنی و هوش مصنوعی: راهاندازی و نگهداری سرورها، سامانههای اعتبارسنجی آنلاین و ابزارهای هوش مصنوعی برای سنجش ریسک کاربر، نیازمند سرمایهگذاری کلان است.
تیمهای انسانی: استخدام و نگهداری نیروهای متخصص فنی، پشتیبانی، حقوقی و توسعه بازار با حقوقهای رقابتی، بخش عمدهای از درآمد پلتفرم را میبلعد.
۳. ریسک نکول و تضامنی که قفل میشوند
شاید بزرگترین چالش لندتکها، مدلِ اعطای وام «بدون مراجعه حضوری» باشد. وقتی اعتباری به پشتوانه یک چک صیادی به کاربر داده میشود، ریسک عدم بازپرداخت (نکول) به شدت بالا میرود.
لندتکها برای گرفتن خط اعتباری از بانکهای عامل ناچارند تضامنی سنگین و سپردههای تضمین به بانک بسپارند. در صورت بدحسابی بخشی از مشتریان، فشار مالی آن مستقیماً روی دوش پلتفرم میافتد و هزینه پوشش ریسک، سهم بزرگی از درآمد کارمزدی را به خود اختصاص میدهد.
جمعبندی
از نگاه منتقدان و شهروندان، سودهای نزدیک به ۴۰ درصد برای خریدهای اعتباری رقمی نگرانکننده است؛ اما از منظر مدیران لندتک، این اعداد بازتابی از اقتصاد پرریسک، تورم بالا، هزینههای سنگین زیرساختی و تضامین بانکی است که در نهایت سود خالص شرکت را به حداقل میرساند. این تقابل نشان میدهد که چالش لندتکها صرفاً یک مسئله انحصاری نیست، بلکه معلولی از شرایط کلان اقتصادی و ساختار پرهزینه تأمین مالی در کشور است.
انتهای پیام/
اشتراکگذاری: