بازی در زمین دشمن ممنوع؛ نسخه استراتژیست آمریکایی برای پیروزی قطعی ایران/ ایران برای تثبیت پیروزی باید چه کند؟

یک تحلیل‌گر استراتژیک آمریکایی در یادداشتی هشدار داد که تفاهم‌نامه اخیر پیروزی نیست، بلکه تله واشنگتن برای خرید زمان و فرسایش قدرت ایران است. وی تاکید می‌کند تهران برای دستیابی به پیروزی قطعی در «پنجره طلایی تا انتخابات نوامبر»، چاره‌ای جز پایان دادن به نمایش خویشتن‌داری و تکیه بر «قدرت سخت» ندارد.

بین‌الملل
بازی در زمین دشمن ممنوع؛ نسخه استراتژیست آمریکایی برای پیروزی قطعی ایران/ ایران برای تثبیت پیروزی باید چه کند؟

عصرنما - گروه بین‌الملل: صفحه توییتری «پروپاگاندا» (Propaganda) به تازگی یادداشتی تفصیلی از یک تحلیلگر آمریکایی منتشر کرده است که در آن با نگاهی انتقادی به استراتژی واشنگتن در قبال تهران، دیپلماسی را تله‌ای برای فرسایش قدرت ایران توصیف می‌کند.

سراب دیپلماسی؛ خنثی‌سازی اهرم‌های فشار

در این یادداشت آمده است: اکنون دیگر استراتژی واشنگتن باید برای همه روشن شده باشد. همان‌طور که این کشور در عرصه‌های مختلف در سراسر جهان عمل کرده است، وعده دیپلماسی و صلح را بالای سر کسانی که برای بقا، نفس کشیدن و بازگشت به زندگی عادی دست و پا می‌زنند، معلق نگه می‌دارد. اما هدف از این دیپلماسی، تولید یک توافق یا برقراری صلحی پایدار نیست؛ بلکه هدف، خنثی کردن هرگونه مزیتی است که دشمنانش در اختیار دارند.

او با اشاره به تجربه غزه می‌افزاید: ایالات متحده چندین بار آزادی گروگان‌ها را تضمین کرد، اما در نهایت زیر شرایط توافق زد و به کارزار نسل‌کشی ادامه داد. در مورد ایران نیز، آمریکا موفق شد تنگه هرمز را بازگشایی کند و میلیون‌ها بشکه نفت را به همان سیستمی بازگرداند که در تلاش برای نابودی ایران است. ایران تلاش می‌کند تا از تحمل درد جلوگیری کرده و سطحی از صلح را حفظ کند، اما در نبردی از این دست، صلح از طریق خویشتن‌داری به دست نمی‌آید، بلکه تنها با یک پیروزی قاطع و از مسیر «تشدید تنش» تضمین می‌شود.

اعلام زودهنگام پیروزی و رها کردن موقعیت برتر

در بخش دیگری از این تحلیل، به واکنش‌ها نسبت به توافقات اخیر پرداخته شده است: چند هفته پیش، بسیاری تفاهم‌نامه (MOU) را به عنوان یک «پیروزی کامل» برای ایران جشن گرفتند. اما این اعلام پیروزی زودهنگام بود.

به عقیده این تحلیلگر، لحظه‌ای وجود داشت که مسیر ایران به سوی پیروزی کاملاً روشن بود: عرضه جهانی نفت تحت فشار بود، ذخایر استراتژیک ایالات متحده در مضیقه قرار داشت، سفرهای تابستانی فشار مضاعفی بر بازارهای انرژی وارد می‌کرد و انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا نیز نزدیک می‌شد. اما به جای تعهد به این مسیر، مذاکره‌کنندگان ایرانی از آن عقب‌نشینی کردند و به توافقی دست یافتند که فشار را از روی دشمن برداشت. این اقدام معادل آن بود که یک ارتش، موقعیت برتر خود را در بالای تپه رها کند و به پایین بیاید تا در شرایطی نابرابر با دشمن روبه‌رو شود.

پنجره طلایی تا نوامبر و تله جنگ فرسایشی

این یادداشت در ادامه به محدودیت‌های استراتژیک اشاره کرده و می‌آورد: ایران تنها در صورتی می‌تواند به پیروزی در یک جنگ فرسایشی امیدوار باشد که این جنگ بتواند در یک پنجره سیاسی بسیار محدود، حداکثر درد را به دشمن تحمیل کند؛ یعنی از لحظه آغاز جنگ تا انتخابات میان‌دوره‌ای در ماه نوامبر.

تحلیلگر آمریکایی هشدار می‌دهد: اگر این درگیری از این پنجره زمانی فراتر رود، مزیت دوباره به سمت ایالات متحده و اسرائیل تغییر می‌کند. زمان، در درازمدت به نفع واشنگتن است. به همین دلیل است که ایالات متحده همواره دیپلماسی را به سلاح تبدیل می‌کند؛ با شرایط موافقت می‌کند، آن‌ها را نقض می‌کند و این چرخه را تکرار می‌کند تا درگیری را طولانی کرده و ضمن خلع سلاح ایران، از یک پاسخ قاطع جلوگیری کند. واشنگتن ایرانی نیمه‌خواب، نیمه‌مقید و همیشه در انتظار گشایش دیپلماتیک بعدی می‌خواهد.

اهرم‌های واقعی در برابر توهم دیپلماسی

در ادامه این گزارش آمده است: بقای ایران در برابر بزرگترین ابرقدرت جهان به خودی خود یک دستاورد است. اما ایالات متحده نیازی به نابودی ایران با یک ضربه نمایشی ندارد. آن‌ها توانایی آن را دارند که ایران را خسته کنند، منزوی سازند و منتظر بمانند تا اراده داخلی فرو بپاشد.

به باور نویسنده، ایران نمی‌تواند با بازی در این زمین پیروز شود. اهرم واقعی ایران، توانایی آن در تحمیل هزینه‌های واقعی به سیستمی است که قصد نابودی‌اش را دارد. بدون این اهرم، دیپلماسی تنها بیمار را بی‌حس می‌کند، در حالی که جراحی همچنان ادامه دارد. ایران نمی‌تواند هزینه یک جنگ کند و فرسایشی را با شرایط آمریکا بپردازد.

بازخوانی هشدارهای رهبر انقلاب درباره جنگ نرم

این تحلیلگر با اشاره به مواضع قاطعانه رهبری می‌نویسد: رهبر عالی‌قدر که در حال حاضر به خاک سپرده می‌شود، این موضوع را به خوبی درک کرده بود و بر موضع خود استوار ماند: «دیگر حرفی نمانده، دیگر توافقی در کار نیست، حملات و آتش‌بس‌ها تمام شده است.اگر یک بار دیگر به ما حمله کنید، برای آخرین بار خواهد بود و پشیمان خواهید شد.»

در این یادداشت با استناد به بیانات ایشان آمده است که رهبری می‌دانستند نقشه امپریالیسم، تضعیف تدریجی ایران است. ایشان در سخنرانی‌های خود درباره «جنگ نرم» فرمودند:

«جنگ نرم چیست؟ یعنی استفاده از فریب، دروغ، تهمت، وسوسه‌ها و استدلال‌های مغالطه آمیز برای ایجاد تزلزل در مسیری که مردم طی می‌کنند...»

و درباره تقابل با آمریکا تاکید داشتند:

«موضوع را می‌توان در دو کلمه خلاصه کرد و آن این است: آمریکا می‌خواهد ایران را ببلعد؛ ملت دلاور ایران و جمهوری اسلامی مانع از این کار می‌شوند.»

زمان تکیه بر قدرت سخت فرا رسیده است

این تحلیلگر آمریکایی در پایان نتیجه‌گیری می‌کند: از تظاهر به اینکه یک تفاهم‌نامه برابر با پیروزی است، دست بردارید. جنگ تمام نشده، بلکه تنها وارد مرحله‌ای پیچیده‌تر و فریبنده‌تر شده است. ایران نیازی ندارد برای کسانی که تحت هر شرایطی آن را "غیرمنطقی" می‌خوانند، نمایش خویشتن‌داری بازی کند. تنها چیزی که ایران باید ثابت کند این است که نباید با آن درافتاد.

این گزارش در نهایت با یک هشدار استراتژیک پایان می‌یابد: این لحظه، لحظه قدرت سخت، اهرم‌های سخت و شفافیت استراتژیک است. یا ایران هزینه‌ای چنان سنگین تحمیل می‌کند که دشمن را مجبور به یک حل‌وفصل واقعی و ماندگار کند، یا تحت توهم اینکه «دیپلماسی می‌تواند نجاتش دهد»، به تدریج خرد خواهد شد. مبارزه برای بقا در راه نیست؛ این مبارزه هم‌اکنون اینجاست.

انتهای پیام/

اشتراک‌گذاری:

ارسال نظر

آخرین اخبار
پربازدیدترین