پشتپرده تحرکات در جنوب؛ آمریکا و اسرائیل برای کدام سناریوی خطرناک آماده میشوند؟
آیا سایه جنگ زمینی بر جنوب سنگینی میکند؟ تحلیل دادههای میدانی نشان میدهد که فاز بعدی تقابل دشمن، فراتر از حملات هوایی و مبتنی بر شگفتیسازیهای اطلاعاتی، آشوبهای خیابانی و تهاجم زمینی خواهد بود. اما در پشتپرده این صفآرایی، جنگی اطلاعاتی میان آمریکا و اسرائیل بر سر «زمان حمله» در جریان است؛ اختلافی که ریشه در تغییر نگاه دشمن از براندازی مستقیم به فرسایش دائمی توان داخلی دارد.
به گزارش عصرنما، شواهد میدانی و تدارکات نظامی آمریکا در منطقه نشان میدهد که زد و خوردهای جاری در جنوب، پیشدرآمدی بر یک تقابل زمینی است و دور بعدی جنگ قطعا به حملات هوایی محدود نخواهد شد. با این وجود، واشنگتن و تلآویو بر سر زمانبندی این تقابل و نحوه ضربه زدن به ایران دچار اختلافات محاسباتی عمیقی هستند؛ اختلافی که ریشه در تغییر استراتژی دشمن از «براندازی مستقیم» به ایجاد «آسیبپذیری دائمی» دارد.
گذر از حملات هوایی؛ زنگ خطر تقابل زمینی
برای بسیاری از ناظران مسجل شده است که تنشهای فعلی در جنوب، مقدمهای برای یک درگیری زمینی است. تدارکات لجستیکی و نظامی آمریکاییها نیز بر این فرضیه صحه میگذارد. اگرچه درباره محور احتمالی این حمله (جزایر، سواحل تنگه هرمز یا استان خوزستان) اختلافنظرهایی وجود دارد که نیازمند واکاوی جداگانه است، اما اصل اساسی این است که دشمن دیگر نمیتواند صرفاً به حملات هوایی اتکا کند.
در دور بعدی تقابل، ائتلاف متخاصم ناچار است برگههای جدیدی را روی میز بگذارد. این برگهها میتواند شامل موارد زیر باشد:
تهاجم زمینی (در حالت اعم آن)
تحریک به شورشهای خیابانی در داخل
حملات گسترده به زیرساختهای حیاتی
استفاده از تسلیحات خاص و نامتعارف
در این میان، سرویسهای اطلاعاتی متخاصم ماموریت یافتهاند تا نقش «تولیدکننده شگفتیسازها» را در میدان نبرد ایفا کنند.
جنگ محاسبات؛ ساعت صفر عملیات چه زمانی است؟
با وجود اشتراک هدف، میان آمریکا و رژیم صهیونیستی بر سر اینکه دقیقا از کدام برگه و در چه زمانی استفاده شود، اختلافات جدی وجود دارد. در حال حاضر، یک جنگ محاسباتی و ارزیابی میان دو متحد بر سر دو پنجره زمانی متفاوت در جریان است:
نگاه واشنگتن: آمریکاییها عجلهای برای حمله زودهنگام ندارند. آنها ترجیح میدهند عملیات را به پس از رویدادهایی نظیر جام جهانی و انتخابات کنگره موکول کنند؛ ضمن اینکه گرمای هوا در جنوب ایران نیز عاملی بازدارنده برای تاخت زمینی در مقطع فعلی محسوب میشود.
نگاه تلآویو: در مقابل، رژیم صهیونیستی تمایل دارد عملیات در پنجره زمانی پایان سپتامبر و اوایل اکتبر (مهرماه) انجام شود. ارزیابی موساد این است که ایران در این تاریخ احتمالاً درگیر آشوبهای خیابانی خواهد شد و ترکیب فشار خارجی با التهاب داخلی میتواند اثربخش باشد.
اعترافات استراتژیک؛ از «خشم حماسی» تا پروژه «آسیبپذیری دائمی»
یکی از مهمترین متغیرهای موثر بر تصمیمگیری دشمن، وضعیت بازسازی و توان ترمیم در داخل ایران است. اخیراً جیمز جفری (فرستاده ویژه کاخ سفید در امور عراق و سوریه در دولت اول ترامپ) پرده از یک محاسبه غلط برداشته است. او صراحتاً اذعان کرده که دلیل حمله زودهنگام آمریکا و رژیم صهیونیستی در ۹ اسفند، این محاسبه بود که ایران به دلیل شورشهای دیماه در شرایط ناپایداری قرار دارد. دشمن نگران بود که اگر حمله به تاریخ برنامهریزیشده (خردادماه) موکول شود، ایران فرصت بهبود و بازسازی پیدا کند.
جفری در مقاله خود اعتراف میکند که عملیات «خشم حماسی» یک حرکت عجولانه و نسبتاً ناموفق بود. بر همین اساس، او یک چرخش راهبردی را پیشنهاد میدهد: آمریکا باید به جای برنامهریزی برای تغییر رژیم از طریق یک حمله نظامی گسترده، تلاش کند تا ایران را در یک وضعیت «آسیبپذیری دائمی» نگه دارد.
این همان نقطهای است که تفاوت استراتژی فعلی با دوره بین «جنگ ۱۲ روزه» و «۴۰ روزه» را آشکار میکند. در آن دوره، با توقف حملات مستقیم، دشمن برای ممانعت از بازسازی توان ایران، زمان حمله اصلی را جلو انداخت. اما اکنون، استراتژی دشمن بر این استوار شده که با حملات متعدد، مکرر و فرسایشی، یک وضعیت تعلیق و آسیبپذیری همیشگی ایجاد کند تا مسیر برای پیشبرد طرحهای آیندهاش هموارتر شود.
انتهای پیام/
اشتراکگذاری: