معمای استقلال ژئوپلیتیک تهران در نگاه تحلیلگر آمریکایی؛ چرا ایران به هیچ ابرقدرتی اتکا نمیکند؟
«پالیسی تنسور» (Policy Tensor)، تحلیلگر برجسته مسائل ژئوپلیتیک و سیاستگذاری در ایالات متحده، در تازهترین یادداشت راهبردی خود به بررسی معمای رفتار استراتژیک ایران در نظام بینالملل پرداخته است. وی معتقد است استقلال عمل تهران در برابر ابرقدرتها، تنها با درک عمیق از «فرهنگ سیاسی باستانی و نگرش تاریخی» این کشور قابل تفسیر است.
به گزارش پایگاه خبری عصرنما، درک منطق رفتاری جمهوری اسلامی ایران همواره یکی از چالشهای اصلی تئوریسینهای روابط بینالملل در غرب بوده است. در همین راستا، «پالیسی تنسور» با ارجاع به مباحث مطرحشده در پادکست معتبر «پرستیژ آمریکایی» (American Prestige) و تحلیلهای پروفسور سینا عضدی، یادداشتی تحلیلی منتشر کرده که خوانش متفاوتی از دکترین بازدارندگی و قدرتطلبی ایران ارائه میدهد.
هژمونی منطقهای؛ یک «نظم طبیعی» برای ایرانیان
این تحلیلگر آمریکایی در ابتدای یادداشت خود با اشاره به ریشههای تاریخی رفتار سیاست خارجی ایران مینویسد:
«پروفسور عضدی استدلال میکند که ایرانیان اساساً دارای یک نگرش "امپراتوری" هستند. از دیدگاه آنها، برتری و هژمونی منطقهای ایران صرفاً جریان طبیعی امور و یک نظم بدیهی است؛ موضوعی که شواهد آن در هزاران سال تاریخ این کشور کاملاً مشهود است.»
وی در ادامه با تایید این نگاه راهبردی میافزاید: «این تحلیل کاملاً درست است و تا حد زیادی توضیح میدهد که چرا ایرانیها عمیقاً متقاعد شدهاند که ایران یک "قدرت بزرگ" است و مشخصاً نشان میدهد که چرا تهران همواره آنچه را که من "سیاستِ قدرتِ بزرگ" مینامم، دنبال کرده است.»
معمای انقلاب ۵۷ و معماری استراتژی "نه شرقی، نه غربی"
پالیسی تنسور برای اثبات ادعای خود به سراغ بزرگترین نقطه عطف تاریخ معاصر ایران میرود و رفتار ژئوپلیتیک تهران را در قالب یک «معمای بزرگ» در علم روابط بینالملل (IR) صورتبندی میکند:
«به این معمای بزرگ فکر کنید: شما با انقلابی مواجه هستید که دولتِ تحتالحمایه آمریکا در تهران را سرنگون میکند. اما برخلاف قواعد جنگ سرد، این اتفاق، ایران را به اردوگاه شوروی اضافه نمیکند. ایران به سمت کمونیستها گرایش پیدا نمیکند. در عوض، یک خطمشی کاملاً مستقل را در پیش میگیرد که مشخصه اصلی آن، تمایل به مقابله همزمان با هر دو ابرقدرت شرق و غرب است!»
فرهنگ سیاسیِ عمیق؛ تنها کلید درک رفتار تهران
این استراتژیست آمریکایی در پایان نتیجهگیری میکند که تئوریهای کلاسیک غربی از تفسیر این استقلال همهجانبه عاجزند. وی تصریح میکند: «من از هیچ توضیح دیگری در علم روابط بینالملل برای حل این معما آگاه نیستم. برای درک این رفتار، چارهای ندارید جز اینکه این "فرهنگ سیاسیِ عمیقاً حفظشده" را به عنوان یک فاکتور کلیدی بپذیرید.»
این تحلیل نشان میدهد که اندیشکدهها و تحلیلگران غربی به تدریج در حال عبور از نگاههای تقلیلگرایانه به سیاست خارجی ایران هستند و میپذیرند که مقاومت و استقلال دیپلماتیک تهران، نه یک تاکتیک مقطعی، بلکه یک استراتژی کلانِ برخاسته از هویت ژئوپلیتیک و تاریخ تمدنی این کشور است.
انتهای پیام/
اشتراکگذاری: